ابتدا می‌کنم به بسم اللّه
حی و قیوم، ذوالجلال و کریم

 

بعد از آن لا اله الّا اللّه
قادر و صانع و غفور و رحیم

ضیاء المؤمنین: «نور نامه‌ای ست، از آفرینش نور محمّدی (ص) تا زایش پیامبر (ص) و زندگی‌نامه‌ی او و زایش حضرت فاطمه، و در پایان ظهور امام دوازدهم شیعیان به گونه‌ای که دل مؤمنان را شاد کند. در خاتمه از «حیات القلوب» (مجلسی) چنان یاد می‌کند که گویا منظومه‌ی خود را از آن گرفته است: چون حیات القلوب را دیدم – چند روایت از آن پسندیدم ....

خان نیشابوری، بانویی‌ست که در کلفون از وی به بلقیس مکانی، خدیجه زمانی، فاطمه دورانی یاد شده است. و در پایان از خود چنین یاد می‌کند: خان بی‌کس که مانده است حیران – یا رب آن را عطا نما ایمان.{سده‌ی دوازدهم}» (مشترک 1084:8) و (گنج بخش 1667:3)