مهدی اخوان ثالث (م. امید)
مهدی اخوان ثالث (م. امید) در سال 1307 هـ. ش. در توس و در خانوادهای مذهبی دیده به جهان گشود. این روحیّهی مذهبی در زندگی اخوان همواره تا پایان عمر باقی ماند و او همیشه چون یک انسان مذهبی به عالم و آدم نگریست و هستی را بی مدخلیّت آفریدگار یکتا نمیدانست. زندگیِ کودکی و نوجوانی اخوان با هنر موسیقی و شاعری آمیخته است. او چندان شیفتهی نواختن تار است که میکوشد نهان و آشکار به این نیازهای درونی خود پاسخ دهد. وی دوران تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را در مشهد گذراند و از ابتدای تعلیم میکوشید تا به فراخنای هنر و ادب دست یابد. از این رو آشنایی او با مقولهی شعر و شاعری به سالیان تحصیل او برمیگردد ولی با گذشت زمان، تجربههای شعری او عمیقتر میشد. او هر روز و هر ماه با سُرایش شعرهای جدید و قرائت آن در بین صاحبنظران، زمینههای رُشد و تعالی خود را فراهم میکرد. هر چند که سرودن غزلیّات و قصاید، او را در شاعری سرآمد نکرد، امّا آشنایی او با نیما، مسیر شاعری وی را تغییر داد و او را تا بدان جا رسانید که توانست پایهگذار سبکی جدید در شعر نیمایی باشد. شعری که با بهرهگیری از شعر شاعران گذشته با زبانی روایی در قالبی نو از بزرگترین مسایل انسانی و جهانی سخن به میان آورد. آن چنان که با یافتن زبانی مستقل توانست اندیشههای تازهی خود را در قالب شعر بریزد.

او در سال 1330 شمسی اوّلین مجموعهی شعرش را با نام «ارغنون» چاپ و منتشر نمود. چاپ این اثر با شعرهایی در قالب کهن، او را به عنوان شاعری سنّتگرا در بین تمامی اهل ادب معرّفی کرد. پس از کودتای 28 مرداد سال 1332، ایران چهرهی دیگری به خود گرفت و نظام سیاسی – فرهنگی جامعهی آن زمان به کلّی دگرگون شد.
سیاسی کاران نیز دستگیر و زندانی شدند و برخی از آنها اعدام گردیدند. اخوان نیز که سری پُرشور برای مسایل سیاسی و از جمله حزب چپ گرای توده داشت، مانند بسیاری از اهل قلم دستگیر و روانهی زندان شد. در بدو ورود به زندان آنانی که جرمشان سنگین نبود میتوانستند با دادن تعهّد آزاد شوند، امّا اخوان در شعر «نادر یا اسکندر» لحظهای را تصویر میکند که مادرش به دیدار او میرود و از او میخواهد که با امضای تعهّدنامه از زندان آزاد بشود امّا اخوان نمیپذیرد:
باز میبینم که پشت میلهها / مادرم ایستاده، با چشمان تر / نالهاش گُم گشته در فریادها / گویدم گویی که: «من لالم تو کر»
آخر انگشتی کُنَد چون خامهای / دست دیگر را به سان نامهای / گویدم بنویس و راحت شو به رمز / تو عجب دیوانه و خودکامهای
من سری بالا زنم، چون ماکیان / از پس نوشیدنِ هر جُرعه آب / مادرم جنبانَد از افسوس، سر / هر چه از آن گوید، این بیند جواب
وی اگر چه در نهایت نیز حاضر به امضای تعهّدنامه نشد، امّا با وساطت دیگران توانست با سرودن یک شعر از زندان آزاد شود:
رندی شرابخواره و درویش همچو من / کی فکرت سیاست پُر شور و شر کنم / من تودگی نبودم و بالله نیستم / باید گواهم ایزد و پیغامبر کنم / سودند سر به خاکِ رضا، کارههای قوم / من مردِ هیچکاره چه خاکی به سر کنم
پس از آزاد شدن از زندان، اخوان تا آخر عمر دیگر هیچگاه برای حزب و دستهی خاصّی فعّالیّت نکرد و از کارهای روزمرّهی سیاسی کنارهگیری کرد. مجموعهی شعر «زمستان» را در سال 1335 انتشار داد که چاپ این مجموعه خود آغاز حرکت جدیدی در عرصهی فرهنگ و هنر آن روزگار بود با چاپ این اثر بود که وی به عنوان شاعر نیمایی شناخته شد. مجموعهی شعر «زمستان» آن چنان در فضای شعری ایران مشهور شد که به اعتقاد برخی از ناقدان ادبی، سرود ملّی مردم ایران گردید. بعد از انتشارِ این مجموعه، بود که در سال 1338 مجموعهی شعرِ «آخر شاهنامه» را منتشر ساخت. این مجموعه، منتخبی از بهترین سرودههای اخوان بود. نظیر «دریچهها»، «غزل 3»، «آخر شاهنامه»، «میراث»، «نادر یا اسکندر»، «قاصدک» و ... پس از آن به نشر مجموعهی «از این اَوِستا» همّت گماشت. این مجموعه بیشک بهترین دفتر شعری اخوان است و ماندگارترین شعرهای او در همین دفتر گرد آمدند. مجموعهی «در حیاط کوچک پاییز در زندان» و همچنین آثاری چون «درخت پیر و جنگل»، «بدعتها و بدایعِ نیما یوشیج»، «دوزخ امّا سرد»، «زندگی میگوید امّا باید زیست» و «تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم»، در سالهای بعد از 1357 چاپ و منتشر گردید. (وفات 1369)
این بلاگ در خصوص بررسی مشکلات تدریس زبان و ادبیات فارسی و نقد محتوایی کتب درسی است.به مسائل مربوط به دوره راهنمایی و دبیرستان می پردازد.